خورشاه بن قباد الحسينى

144

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

فتح آن حصار نه كار القاس ميرزاست . در زمان با سپاهى كه كوه را از غايت شكوه در نظر نياورند و سدّ اسكندر را پردهء عنكبوت انگارند به طرف شروان نهضت فرموده از آب كر عبور نمود و چون هواى [ شروان ] « 1 » از غبار موكب منصور عطرساى گشت و اهالى آن ديار از وصول عساكر نصرت شعار خبردار گشتند ، قلق و اضطرار بر خاطر مستهام ايشان راه يافته در انديشهء مآل افتادند و دانستند كه معارضه با چنين كسى نه از طريق عقل است و از اين ورطه جز به وسيلهء عجز و مسكنت خلاصى ممكن نيست ، لاجرم از در عجز و انكسار درآمده فرياد « ما لا طاقَةَ لَنا » « 2 » بركشيدند و بر طبق « فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ » « 3 » به جرايم خويش معترف گشتند . عرق مروّت شاهانه و عاطفت خسروانه به حركت درآمده به حكم « [ العفو ] « 4 » زكات العمر » « 5 » رقم عفو بر جرايد جرايم ايشان كشيده همه را به جان امان داد . اهل حصار مطمئن خاطر و مرفّه الحال گشته به قدم اطاعت و انقياد به زير آمدند و حصار مذكور را تسليم بندگان حضرت شاه عالم مدار نمودند . اموال بىقياس از نقود و اجناس به دست عساكر منصور درآمد و همچنين باقى قلاع ، اقتدا به ساكنان حصار بيقرد كرده مجموع با كليد « 6 » كنوز و قلاع روى ارادت به درگاه گردون ارتفاع آورده در سلك ملازمان عتبهء عليا انتظام يافتند . بعضى از طبقهء لشكرى كه مايهء شور و شرّ بودند ، حضرت شاه خلافت پناه به مضمون اين بيت عمل نمود كه : شعر رخنه‌گر ملك سرافكنده به * لشكر بدعهد پراكنده به از آن جمله جمعى به تيغ سياست از هم گذشتند و زمره‌اى از آن ديار جلا اختيار نمودند ، اموال و عيال [ 111 ] زنان ايشان را « 7 » صونك كرده و « 8 » غازيان عظام داخل غنايم ساختند و از جملهء غنايم آن ديار كه به دست امرا و اركان دولت و عساكر نصرت‌شعار درآمده بود نسوان خوب صورت حوروش و كنيزان چركس دلكش بود .

--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ت : بقره ( 2 ) ، آيهء 286 . ( 3 ) . ملك ( 67 ) ، آيه 11 . ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . ب و ت : الفطر . ( 6 ) . ت : مقاليد . ( 7 ) . ت : را در . ( 8 ) . ت : « و » ندارد .